نمی دونم حلقه سبز رو می بینید یا نه ولی یه سوال دارم چرا قبل از اینکه این سریا ل شروع بشه خیلی ها ازش حمایت می کردند چون اسم ابراهیم حاتمی کیا به عنوان نویسنده و کار گردان روی اون بود والان نه ؟!وبه نظر من تها دلیل مخالفتشون مقایسه این سریال با کار های قبلی ابراهیم حاتمی کیا هست ولی به نظر من این سریال به لطف همه چیز هایی که می تونه یه سریال رو دیدنی بکنه بالااخص بازی عالی حمید فرخ نژاد خیلی هم دیدنیه.
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و نهم دی 1386 توسط نگار
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 توسط نگار
گوشهايت حق را مي شنود يا فرار مي كني از ذوق نور چشمهايت حق را مي بيند يا مي بندي راه طعم نور دستهايت حق را جستجو مي كند يا كوتاه مي كني انگشت هايت را از رقص نور با حقيقت همسايه اي يا ترسان اگر حق مي گويي اگر حق مي بيني اگر حق مي يابي تو در دامنه كوه نور پايين تر از حرا منتظر نشسته اي تا او بيايد او كه امدنش دليل بودن افلاك است او والا پيامدار محمد است (به نظر براي الان وماجراي ۷شنبه خيلي به دل مي نشست)
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و یکم دی 1386 توسط نگار
۷شنبه تعطیل شد اون هم بدون خداحافظی وصد البته توی شبکه ای که شعارش شنیده می شوید هست ولی اگه واقعا برای ماها ازرش قائل بودند (برای ماهایی که تعداد مون کم نیست)اجازه نمی دادند یه همچین برنامه ای تعطیل بشه فعلا همین چند جمله کافیه (البته فعلا)در ضمن برای اعتراض برید توی وبلاگ رادیو جوان ان لاین.
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و یکم دی 1386 توسط نگار
قسمت همین بود زمستون اول بهار و اخر پاییز ما باشه قسمت همین بود که روی برف بسازمت و پشت برف گمت کنم حالا که نفسهام گز گز می کنه حالا که چشمهام نه به سوز سرما که به سوز نبودنت کرخ شده حالا که هر گوشه زندگی یه تیکه از لحظه هات رو پیدا میکنم و بو می کنم ودوره میکنم حالاست که می فهمم زمستون یه حسه نه یه فصل یه قراره نه یه حقیقت زمستون امسال خیلی حقیقی وطو لانیه زمستون امسال انگار تموم نمی شه زمستون امسال هر روز داره شروع می شه هر روز سردتر از دیروز
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیستم دی 1386 توسط نگار
پناهنده به خدا اسوده ومحفوظ ودشمنش ترسان و بی یاور است.
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیستم دی 1386 توسط نگار
