تبليغاتX
چرا
مختلف

هر نفس می رسد از سينه ام اين ناله به گوش
كه در اين خانه دلی هست به هيچش مفروش !

چون به هيچش نفروشم ؟ كه به هيچش نخرند
هركه بار غم ياری نكشيده ست به دوش

سنگدل ، گويدم از سيم تنان روی بتاب
بی هنر ، گويدم از نوش لبان چشم بپوش

برو ای دل به نهانخانه خود خيره بمير
مخروش اين همه ای طالب راحت ! مخروش

آتش عشق بهشت است ، مينديش و بيا
زهر غم راحت جان است ، مپرهيز و بنوش

بخت بيدار اگر جويی با عشق بساز
غم جاويد اگر خواهی ، با شوق بجوش

پر و بالی بگشا ، خنده خورشيد ببين
پيش از آنی كه شود شمع وجودت خاموش

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام مرداد 1387 توسط نگار
درباره وبلاگ
من نگارشمس هستم متولد اّذر ماه همون جوری که از اسم وبلاگم مشخصه از هر چیزی که خوشم بیاد می نویسم و خیلی درگیر یه موضوع خاص نیستم!
آرشيو مطالب
پيوندهاي روزانه
Blog Skin