تبليغاتX
چرا
مختلف

عجب صبری خدا دارد!

اگر من جای اوبودم

که در همسایه صدها گرسنه

چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم

نخستین نعره مستانه را خاموش آندم

بر لب پیمانه می کردم

عجب صبری خدا دارد!

اگر من جای او بودم

که می دیدم یکی عریان و لرزان

دیگری پوشیده از صد جامه رنگین

زمین وآسمان را واژگون مستانه می کردم

عجب صبری خدا دارم!

اگر من جای او بودم برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان

هزاران لیلی ناز افرین را کو به کو

 آواره و دیوانه می کردم

عجب صبری خدا دارد!

اگر من جای او بودم

بر گرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان

سراپای وجود بی وفا معشوق را

پروانه می کردم

عجب صبری خدا دارد!

چرا من جای او باشم

همان بهتر که او جای خود بنشسته و

تاب تماشای تمام زشتکاری های

 این مخلوق را دارد

و گرنه من به جای او چو بودم

یک نفس کی عادلانه سازشی

با جاهل فرزانه می کردم

عجب صبری خدا دارد!عجب صبری خدا دارد!


نوشته شده در تاريخ سه شنبه ششم اسفند 1387 توسط نگار
درباره وبلاگ
من نگارشمس هستم متولد اّذر ماه همون جوری که از اسم وبلاگم مشخصه از هر چیزی که خوشم بیاد می نویسم و خیلی درگیر یه موضوع خاص نیستم!
آرشيو مطالب
پيوندهاي روزانه
Blog Skin